تحلیلی بر آنچه در حوزه آب بافت باید و نباید
نویسنده: امانالله شمسی ۲۴اردیبهشت ۱۴۰۵
در شرایطی که مسئله آب دیگر صرفاً یک موضوع خدماتی یا عمرانی نیست و به یکی از اصلیترین مؤلفههای امنیت زیستی، اجتماعی و توسعهای بدل شده، شهرستان بافت با مجموعهای از چالشهای درهمتنیده در حوزه منابع آب، مدیریت مصرف، زیرساختهای فاضلاب و مسئولیتپذیری اجتماعی نهادهای اثرگذار مواجه است؛ چالشهایی که اگر با رویکردی علمی، شفاف و مسئولانه مورد بررسی و اقدام قرار نگیرند، میتوانند در آیندهای نهچندان دور، هزینههای سنگینتری را بر مردم و محیطزیست تحمیل کنند.
وضعیت منابع ذخیرهای آب در شهرستان بافت، بهویژه در ارتباط با سد بافت، در شرایطی قرار دارد که نمیتوان آن را کاملاً عادی و مطمئن ارزیابی کرد. هرچند در برخی مقاطع ممکن است ظاهر ذخایر آرامش نسبی را القا کند، اما واقعیت این است که پایداری منابع آب، تنها با نگاه به حجم لحظهای مخزن قابل ارزیابی نیست. کاهش بارشهای مؤثر، تغییر الگوی اقلیمی، افزایش نیاز مصرفی، فشار بر منابع زیرزمینی و نبود برنامهریزی منسجم برای مدیریت تقاضا، همگی نشانههایی هستند که ضرورت بازنگری جدی در نحوه بهرهبرداری از منابع موجود را آشکار میکنند.
در چنین شرایطی، هرگونه غفلت از اصلاح زیرساختهای مرتبط با سد، از جمله موضوع پروژه سرریز ناقص اجرا شدهِ سد بافت، میتواند ریسکهای فنی و مدیریتی قابل توجهی به همراه داشته باشد.

مسئلهای که از آن نگرانکنندهتر است، این است که هزینه مرتبط با این پروژه ، پیشتر در چارچوب مسئولیتهای اجتماعی به نام مردم فاکتور شده، اما در عمل، هنوز بخشی از مطالبات زیرساختی و اصلاحات ضروری به سرانجام نرسیده است و بین المال نیز حیف و میل شده است.
یکی از مهمترین تهدیدهای پایداری منابع آب در بافت، برداشت بیرویه از چاههای غیرمجاز است؛ پدیدهای که نهتنها نظم بهرهبرداری از منابع زیرزمینی را برهم میزند، بلکه عملاً عدالت آبی، امنیت آبی و ظرفیت احیای سفرههای زیرزمینی را نیز به خطر میاندازد.
برداشتهای فاقد کنترل و نظارت، در کوتاهمدت ممکن است بخشی از نیازهای مصرفی یا تولیدی را پاسخ دهند، اما در بلندمدت به افت سطح آب زیرزمینی، کاهش کیفیت منابع، افزایش فرونشست زمین و تشدید تنش میان بخشهای مختلف مصرف منجر میشوند. این نوع بهرهبرداری، در واقع نوعی مصرف از آینده است؛ آیندهای که قرار است نسلهای بعدی در آن زندگی کنند، اما ما امروز حسابش را پیشخور کردهایم.
بدون برخورد قاطع، هوشمند و مستمر با چاههای غیرمجاز و بدون استقرار یک نظام دقیق پایش و تخصیص، هرگونه سخن از مدیریت پایدار منابع آب، بیشتر به یک شعار خوشساخت شباهت خواهد داشت تا یک سیاست اجرایی مؤثر.
در کنار بحران منابع آب، موضوع فاضلاب شهر بافت یکی از مسائل مهم و همچنان مبهم در حوزه خدمات زیربنایی این شهرستان است. توسعه شبکه فاضلاب، نه یک اقدام لوکس شهری، بلکه یکی از الزامات اساسی سلامت عمومی، حفاظت از منابع آب زیرزمینی، ارتقای کیفیت زندگی و مدیریت توسعه شهری است.

با این حال، وضعیت کنونی این پروژه، از منظر اجرایی، مالی و تعهدات نهادی، با ابهامها و پرسشهای جدی همراه است. شهروندان بافت سالهاست با این پرسش مواجهاند که چرا پروژهای با این سطح از اهمیت و وعده های مکرر مدیران فولاد بافت، هنوز به شکلی روشن، زمانبندیشده و مسئولانه پیش نمیرود؟ چرا با وجود آثار مستقیم این طرح بر بهداشت، محیطزیست و منابع آب، ارادهای قاطع و هماهنگ برای تعیین تکلیف آن دیده نمیشود؟
ابهام در وضعیت فاضلاب بافت، تنها یک نقص مدیریتی نیست؛ بلکه نمادی از نوعی تعلل در تصمیمگیری درباره زیرساختی است که هر روز تأخیر در آن، آثار منفی بیشتری برای شهر و شهروندان به همراه دارد.
فولاد بافت و مسئولیت اجتماعی؛ از شعار تا تعهد عملی فاصله زیاد است
در بسیاری از نقاط جهان، صنایع بزرگ بهویژه در مناطقی که از منابع طبیعی و زیرساختهای محلی بهرهمند میشوند، موظفاند بخشی از مسئولیت توسعه پایدار منطقه را بر عهده بگیرند. این مسئولیت، صرفاً در قالب عناوین تبلیغاتی یا گزارشهای مناسبتی تعریف نمیشود، بلکه باید در عمل، در بودجه، در پروژه، در زمانبندی و در پاسخگویی قابل مشاهده باشد.
در شهرستان بافت، انتظار عمومی این بوده و هست که فولاد بافت بهعنوان یکی از بازیگران مهم توسعه صنعتی منطقه، نقش مؤثرتری در پیشبرد طرح فاضلاب شهری و نیز در اصلاح مسائل زیرساختی مرتبط با آب، از جمله موضوع سرریز سد، ایفا کند. اما آنچه تاکنون در افکار عمومی شکل گرفته، این است که اراده جدی و ملموسی برای پیشبرد کامل و مؤثر این مسئولیتها مشاهده نشده است.
اگر قرار باشد مسئولیت اجتماعی تنها در بیانیهها برجسته شود اما در میدان عمل، پروژههای حیاتی معطل بمانند، طبیعی است که اعتماد عمومی آسیب ببیند. مسئولیت اجتماعی واقعی یعنی جایی که منفعت عمومی، سلامت شهروندان و پایداری محیطزیست، نه در حاشیه، بلکه در متن تصمیمگیری صنعتی قرار گیرد.
توسعه پایدار بدون زیرساخت آبی و فاضلابی، یک توهم پرهزینه است
امروز دیگر نمیتوان توسعه را صرفاً با شاخصهای صنعتی یا سرمایهگذاری سنجید. توسعهای که نتواند آب پایدار، شبکه فاضلاب کارآمد، حفاظت از منابع زیرزمینی و مشارکت مسئولانه ذینفعان را تضمین کند، در بهترین حالت توسعهای ناقص و در بدترین حالت توسعهای بحرانساز است و شهرستان بافت برای عبور از این وضعیت، نیازمند چند اقدام اساسی و فوری است که در پایان آورده شده است :
شفافسازی عمومی درباره وضعیت واقعی سد بافت و برنامههای کوتاهمدت و بلندمدت مدیریت آن
برخورد جدی با چاههای غیرمجاز و تقویت نظام نظارت بر برداشتهای آب زیرزمینی
تعیین تکلیف روشن پروژه فاضلاب شهر بافت با اعلام زمانبندی، منابع مالی و مسئولیت دستگاهها
الزام صنایع بزرگ از جمله فولاد بافت به ایفای واقعی مسئولیت اجتماعی در پروژههای زیربنایی و محیطزیستی
تقویت گفتوگوی عمومی و کارشناسی میان مدیران، رسانهها، متخصصان و شهروندان درباره آینده آبی شهرستان

